رمان عشق بی پایان است ... قسمت «7»
+ نوشته شده در ساعت توسط Raha
|
خلاصه داستان :
رها دختریه شاد و شیطون و معتقد بر این که عشق فقط یه واژه اضافه و مزخرفه .
که به طور اتفاقی مامانش توی یه جشن با یه خانوم آشنا میشه و ماجرا ی عشقولانه ی رها هم شروع میشه ...
ولی از اون جایی که رها یه دختر عجیبه عشقش هم باید عجیب باشه ، می خواد با کمک اکیپش معشوقش رو به هر طریقی امتحان و اون رو وادار به گفتن دوست دارم رها کنه !
If I was your boyfriend, I’d never let you go
اگر من دوست پسرت بودم هیچ وقت نمیزاشتم که تو بری
وقتی درو محکم بستی , تا خود صب گریه کردم
خاطراتو دوره کردم , کاشکی میزاشتی برگردم
منو تنهایی شب , منو بی حالیو تب
با یه خودکار رو به شهر , بیدارم من کل شب